1- استفاده از سوالهای ذهنی:

 یکی از راههای لذت بخش کردن زندگی، و رهایی از روزمره گی ها و افسردگی های مداوم؛ استفاده از خلاقیت در هر امر کوچک و بزرگ است. یکی از روشهای جالب این است که در هر لحظه ای که هم اکنون و یا آینده؛ به اجبار موقعیتهای شخصی و اجتماعی ؛ و یا برای تمدد اعصاب و رفع خستگی در آن به سر می برید، از خودتان بپرسید:

"  چطور می توانم این لحظه را به بهترین وجه سپری کنم؟"

 با تداوم این شیوه به مرور؛ هر بار با جوابهای ذهنی متعدد و جدیدتری رو برو خواهید بود. جوابهایی که می تواند برای شما احساس زیبای انجام یک کار مفید را در هر لحظه ی به ظاهر هدر رفته از زندگیتان؛ ارمغان آورد.

  


حتی در زمانی که مشغول  انجام یک کار یا وظیفه اختصاصی هستید این سوال را از خود بپرسید که چطور می توانم این کار را به بهترین نحو انجام دهم؟ شاید موجه ترین جواب در وهله ی اول برایتان : انجام همان کار با دقت و تمرکز بیشتر باشد. در مراحل بعدی، پاسخهایی که در برابر این سوال دریافت میکنید، احتمالا اضافه نمودن یک یا دو فعالیت همسو با کار فعلی شما، با صرف دقت و تمرکز بیشتر است. گاهی تنها پاسخ ذهنی شما؛ استفاده همزمان از یک موسیقی ملایم در زمان انجام کار و یا گوش دادن به یک نت آرامش بخش  و یا سخنرانی ها و کتابهای صوتیست. به هرحال، توجه داشته باشید که ضمیر ناخودآگاه شما هر آنچه را بیشتر برای ارتقائ زندگی شما مورد نیاز بوده و منطبق با نیازهای فطری شماست؛ برایتان گوشزد خواهد کرد. پس همان کار یا فعالیت را مد نظر قرار دهید و به انجام برسانید.

نتیجه ی منطقی ارزش دهی شما به ندای درونیتان در تشخیص آنچه که برای تداوم زندگی شما مورد نیاز است؛ به شما این امکان را می دهد که بدون لطمه وارد آمدن به فعالیتها و وظایف روزمره تان؛ مطابق با نیازهای باطنی خود  فعالیت کرده و از میزان رضایت کاری و شادی درونی بیشتری نسبت به قبل؛ برخوردار شوید.

 

2- استفاده از نشانه های منفرد:

یکی دیگر از راههای لذت بخش تر کردن فعالیتهای دائمی روزانه؛ استفاده از نشانه های روزمره است. اینکه بتوانید برای هر فعالیت ساده و اتفاقی روزانه تان معنای مثبتی قائل شوید و با کمک آنها؛ در زمانهای متعدد و مورد نیاز؛ پیامهای مثبتی را به ناخودآگاه ذهن و ضمیرخود القا کرده و راههای  کسب پیشرفت و شادی ذهنی را؛ که مقدمه و پیشنیاز ایجاد موقعیتهای واقعی پیشرفت و شادمانیست؛ در ضمیر ناخودآگاهتان ایجاد نمایید. همچنین گره ها و انسدادهای  انرژی را در شبکه های عصبی، که تحت اثر فرکانسهای آنی شوکهای پیاپی روانی ایجاد می شود، از بین برده و به آرامش و نشاط ذهنی متعادل  دست یابید.

 این قبیل شکهای عصبی، که ذهن را به مرور تحت الشعاع قرار داده و  تراکم بار منفی در مغز و سلسله ی اعصاب ایجاد می نمایند، شامل لیست اتفاقات روزانه ایست که هر شهروندی با تناسب موقعیت؛ هر روزه با آنها سرو کار دارد؛ نظیر گیرکردن در موقعیت ترافیک، تلاش برای رهایی آنی از یک صحنه احتمالی تصادف،  بگو مگوهای ساده ولی ناراحت کننده خانوادگی، تعجیل برای انجام فعالیتهای فوری شغلی و غیره.

می توانید قسمتی از مسیر هر روزه تان را در یکی از راهروهای اداره یا محل کارتان در نظر بگیرید. با ذهن خود شرط کنید که هر بار من ازین راهرو عبور کنم، اتفاق شادی بخشی برایم اتفاق می افتد.کم کم به ذهنتان عادت بدهید که در گفتگوهای مثبت ذهنی اش از جملات ساده تر و کوتاه تر استفاده کند و مثلا با خود بگویید:

" هردفه که من ازین راهرو می گذرم، شاد میشم...(یا یه اتفاق خوب برام میفته و یا یه خبر خوب میشنوم)".

 علاوه بر موقعیتهای ویژه ای که شما با انتخاب خود از بین فرصتهای تکراری هر روزه تان برای شاد بودن ایجاد میکنید، می توان از بسیاری از پدیده های اتفاقی نیز که هر از گاهی امکان دارد برایتان رخ بدهد نیز؛بهره برده و در پیام رسانی مثبت به ذهن از آنها استفاده کنید.

 به عنوان مثال با خود بگویید؛ هر وقت من رنگ زرد یا سبز را می بینم حتما اتفاق خوبی برایم می افتد. ویا هروقت پری را روی زمین یا رقصان در فضا میبینم...و یا هروقت رعد و برق می شود...و یا هروقت کفشهایم روی هم سوار می شوند و یا هر وقت یک پروانه میبینم..یا هروقت یک مورچه روی لباسم راه می رود... (یکی از فلسفه های شکل گیری خرافه ها، همین نیاز طبیعی انسان به ایجاد تصویر ذهنی مکرر؛ در الهام گیری وقایع شادی بخش بزرگ، از روی وقایع اتفاقی روزمره بود که بعدها توسط ساحران و کاهنان وکشیشها و سیاستمداران، استفاده های منفی و معکوس از آن و به صورت نشانه های منفی و رعب آور و ترساننده در جامعه به عمل آمد). در انتخاب این نشانه ها باید دقت کرد که سمبلهای انتخاب شده؛ دارای وجهه ی معکوس یا "نشدن" نباشند. مثلا اگر ما سمبل اشتباه آمدن عدد فرد در هربار تاس انداختن را به عنوان نشانه یک اتفاق خوب و یا شادی ذهنی قلمداد کنیم؛ ریاضیات ذهن ما، چنین نتیجه گیری میکند که اگر تاس زوج بیاوریم؛ حتما برایمان اتفاق بدی خواهد افتاد. بنابراین تنها از پدیده هایی که دارای روح منفردی هستند می بایست در نشانه گذاری استفاده کرد و از پدیده هایی که دارای روح مزدوج با معکوس خود هستند؛ نمی شود به عنوان ابزار نشانه گذاری بهره برد: مثل زوج یا فرد بودن تاس و اعداد و یا شیر یا خط.

از این روش  به ابتکار نویسنده این متن ازین پس با عنوان روش "شادانگاری" یا "سپیدانگاری" یاد می شود.

یکی دیگر از استفاده های روش سپیدانگاری؛ جلوگیری از تاثیر شوکهای عصبی ناشی از اتفاقات بد کوچک در ذهن  و التیام بخشی سریع دردهای کوچک است. همچنین جلوگیری از تاثیر ذهنی منفی آن اتفاق  و از دست دادن  اعتماد به نفس در ضمیر ناخودآگاه فرد حادثه دیده از فواید کاربردی روش مذکور است.

بدین ترتیب که ؛ هروقت اتفاق کوچک بدی برایمان می افتد بلافاصله  آن را به عنوان پیش زمینه ای برای وقوع یک اتفاق خوب بزرگ قلمداد کنیم.

 وقتی  کودک بودم؛ هر وقت به زمین می خوردم و ساق پایم شدیدا درد می گرفت؛ مادرم بلافاصله با لبخندی تاثیر گذار این حس شادی را در ذهنم القا می کرد و می گفت:" همه ی گناهات ریخت". او قبلا در ذهن فرزندانش چنین القا کرده بود که هربار به آدم بلا یا مصیبتی وارد می شود خداوند تمام گناهان او را می بخشد و ازآنجا که تنها مصیبت کودکی ما همان زمین خوردنهای پیاپی بود؛ مدام در گوشمان می خواندند که:"خدا همه ی گناهاتو بخشید". با شنیدن این جمله می نشستم و تتمه ی درد را با شیرینی فراوان  تحمل می کردم و پس از پایان آن، احساس پاک بودن و فرشته خو بودن؛ وجودم ام را فرا می گرفت. بدون اینکه ذره ای کدورت از آن افتادن و درد شدید در ذهنم باقی مانده باشد. همچنین مادرم به فرزندانش چنین القا کرده بود که هر وقت لیوان یا ظرفی می شکند و یاآب یا نوشیدنیی روی زمین و یا حتی فرش می ریزد، قرار است اتفاق خوبی بیفتد که به اصطلاح مادرانه می شد:"آب روشنیست".

 به همین منوال و برای تداوم حس شادی سنتی که در فرهنگ و آداب خانوادگی تمام اقوام ایرانی و خانواده های سنتی ما رواج داشته؛ می توان بقیه مشکلات جزئی و ظریفی را که امکان دارد توجه به آن؛ باعث کم شدن اعتماد به نفس و یا خجالتی بی موقع و یا مشکلات احتمالی بعدی بشود را به عنوان پیش زمینه ای برای وقوع اتفاقهای خوب بزرگ قلمداد کرد.  مثلا در زمانهای استراحت و آرامش به خود چنین تلقین کنید تا به این باور برسید که: هروقت غذا روی لباس و یا کنار ظرفم میریزد و یا هروقت برقها می رود و یا هروقت آبها قطع می شود و یا هرزمانی که کامپیوترم هنگ میکند و یا هر وقت پشت ترافیک می مانم و یا هروقت لاستیک ماشینم پنچر می شود و کلا هر  واقعه ی غیر معمول و تصادفی را که در زندگیتان به وقوع می پیوندد ...حتما قرار است اتفاق خوبی( بعد از آن اتفاق یا مشکل جزئی) برایتان روی دهد.

حتی می توان هر اتفاق بدی را هرچند بزرگ در زندگی به قول قدیمیها به فال نیک گرفت و در یک جمله ساده و آسان این باور را داشت که:"انشالله خیرست". چرا که یکی از  اصول ذکر شده در قرآن این است که "به درستی که بعد از هر سختی،گشایش و آسانیست:.."وان مع العصر یسرا...".

        همچنین برای کمک ذهنی موثر برای رفع دغدغه ها و مشکلات زندگی و شغلی؛ می توانید قسمتی  از فضای محل کار یا خانه تان را به عنوان راهرو و یا جایگاه حل مشکلات و دغدغه هایتان تعیین کنید. مثلا اگر به پشت بام یا حیاط خانه تان دسترسی دارید، یا در حوالی اتاق کار یا مغازه تان چند پله هست، به صورت ذهنی این جمله را باور کنید که تمام مشکلات  من در حین پایین رفتن ازین پله ها حل می شود. آنوقت، همچنان که پله ها را یکی یکی پایین می روید، تک به تک؛ مشکلات و مسائل خود را در ذهنتان به آسانی حل شده و تمام شده در خیالتان ببینید و باور کنید. سپس با آسودگی خاطر به محل کارتان برگشته و با خیالی آسوده و ذهنی پرنشاط به فعالیت های روزانه تان ادامه دهید. اگر مشکل زندگی یا شغلی شما حاد بوده و به راحتی حل نمی شود، لازم است این فعالیت توامان ذهنی و بدنی را چندین بار در روز انجام دهید. مثلا سه تا پنج بار و یا هر زمانی که ذهنتان درگیر ان مساله منفی شد؛ و یا احساس نیاز به شادی بیشتر و نشاط بیشتری داشتید، پله هارا بالا و پایین بروید و در حال بالا رفتن از پله ها، وضعیت فعلی مشکلتان را در ذهن ارزیابی کنید و در زمان پایین رفتن از پله ها؛ با پایین آمدن از هر پله متلاشی شدن موانع و از بین رفتن تک تک مشکلاتتان را در خیالتان تصور و باور کنید.

بهتر است خیال بهبودی اوضاع را در آن لحظه و هنگام عبور از آن مکان خاص را، مدام در ذهنتان یادآوری و باور کنید.

در صورتیکه قادر به استفاده از پلکان نیستید و یا دارای خصوصیات مذهبی هستید، می توانید از تسبیح کمک بگیرید:به این ترتیب که دانه های تسبیح را از یک طرف شروع به شمارش کنید و در ضمن شمردن آنها بر روی کلیه جزییات مشکلاتتان تمرکز کرده و مشکلتان را از تمام جوانب تجزیه و تحلیل کرده و بشناسید و پس از پایان دور تسبیح، از همان راهی که شمردن را به پایان برده اید شروع به گفتن ذکری بکنید که در آن لحظه برای از بین رفتن مشکلتان به ذهنتان می رسد. مثلا خدابزرگ است. یا لااله الا الله یا خدایا به امید تو و یا ذکر صلوات. سپس با هر دانه تسبیحی که به آرامی و با گفتن آن ذکر ویژه که در ذهنتان الهام شده است،و به وسیله آن ذهنتان را به قدرت لایتناهی الهی متصل میکنید، مشکلاتتان را جزئ به جزئ و با تمام ظرایف خود با استعانت از لطف خدا حل شده و از بین رفته تلقی کرده کاملا بر تصاویر ذهنی خود تمرکز و آنها را باورکنید. به این ترتیب شما ذهنتان را برنامه ریزی کرده اید و هر وقت که شما تسبیحتان را در دست میگیرید و ذکر دلخواهتان را می گویید، ذهنتان برای از بین بردن جزء به جزء آن مشکل یاد شده؛ به صورت ناخودآگاه، فعال می شود.

 

 این فعالیتهای توامان ذهنی و حرکتی، کاریست الهام گرفته از فعالیتهایی که در موسم حج برای پالایندگی از گناهان و آرایش و نظم بخشی روح انجام می دهیم؛ یعنی با انجام همزمان مناسک حج به صورت عملی و تلقین ذهنی، ناخودآگاهمان را در جهت رهایی از مشکلات مادی و ارتقای ذهن به سمت درک رهایی در دنیای نادیدنی برنامه ریزی میکنیم. لذا به صورت ناخودآگاه، پس از پایان مراسم حج، هر زمانی که به مشکلی برمی خوریم و مستاصل می شویم؛ شبیه سعی صفا و مروه؛ ناخودآگاه ازین سو به آن سو می رویم و اگرچه این طرف و آنطرف رفتن یک انسان معمولی که به صورت ناخودآگاه در زمان شدائد انجام میگیرد هیچ فایده ای به حال او ندارد ولی در یک فرد حج رفته؛ همین فعالیت عادی و ساده باعث اجراشدن ناخودآگاه برنامه ذهنی که در مناسک حج انجام داده می شود و نیروی ذهن او را به تاریخ هزاران سال پیش هاجر و ابراهیم و همچنین به قدرت برتر کائنات پیوند داده و با نیروی عظیم الهی سرازیر شده به سمت ذهن؛ مشکل به راحتی حل می شود. همچنین همه ی ما هر زمانی که فکر گناه یاناامیدی از خدا و تردید به لطف خدا و هر نوع  وسوسه ی شیطان در ذهنمان می درخشد؛ بی اختیار، سنگی را به مانع یا دیواری پرتاب میکنیم. در یک فرد عادی این کار فایده ای جز تخلیه ی عصبی فرد نداشته و ندارد ولی در یک فرد حج رفته؛ انجام ناخودآگاه همین عمل او را به یاد نجواهای ناامیدکننده شیطان به ابراهیم و مقاومت او و رمی جمراتش در مناسک حج و پشتوانه ی عظیم الهی در زندگی اش می اندازد لذا او از ناامیدی دست می شوید و از گناه چشم می پوشد. ما هنگامی که احساس درماندگی در برابر طاعات و عبادات به ذهمان راه می یابد؛ با انجام قربانی و نثار آن به بیچارگان، ارتباط تنگاتگی با خالق هستی پیدا می کنیم و با انجام همین کارهای ساده و سمبلیک که در ایام مناسک حج ذهنمان را بر پایه آن برنامه ریزی کرده ایم؛ دوباره به آرامش ذهنی و روحی دست پیدا می کنیم. 

لذا شاید یکی از فلسفه های کاربردی حج و دلیل تفاوتهای عکس العملهای اکثریت افرادیکه مناسک حج را به تمامی و با نیت پاک انجام داده اند با اکثریت افراد حج نرفته، در موقعیتهای متفاوت؛ همین برنامه ریزی ذهنی در مناسک حج باشد که بر پایه ی انجام دادن یا انجام ندادن ساده ترین و معمولی ترین اعمالی که مدام در زندگی روزمره تکرارپذیراست؛ شکل گرفته است. 

 

از آنجا که مهمترین وجه در دستیابی به شادی دائمی در زندگی؛ برنامه ریزی منسجم و دقیق ذهنی قبل از وقوع هر نوع پیشامدیست که امکان دارد به گونه ای کلی و یا جزئی، زندگیمان را مختل کند،لازم است این برنامه ریزی در بهترین  و آرام ترین لحظات زندگی، که ذهن  از  امواج آلفا در سطح بالاتری برخوردار است، صورت پذیرد. لذا هرشب، قبل از خواب و صبح ها بلافاصله پس از بیدار شدن که سطح این امواج  در بالاترین سطح خود در زمان بیداریست؛ می بایست کلیه برنامه ریزی های چندگانه این مبحث را در ذهن ایجاد کرد. تا در زمان و موقعیت آنی؛ بلافاصله ذهن ناخوداگاه و ناهشیار؛ مسائل را به سمت خواسته های ارادی ما در زمانهای برنامه ریزی شده ی ارادی؛ سوق دهد.

 

به همین ترتیب اگر از پشتوانه تفکرات مذهبی سود می برید؛ می توانید این سه تا پنج نوبت تمرین ذهنی برای رسیدن به شادمانی و حل شدن  تمام مشکلات ذهنی را به زمان نماز خواندن موکول کنید.وذکر تسبیح و یا خواندن سوره ای از سوره های توصیه شده قرآن را؛ با این باور ذهنی که به لطف خدا در حین خواندن این سوره مشکلات من هم به سادگی حل می شوند، بدین منظور اختصاص دهید. من در مواقع ضروری از سوره اذا جاء نصرالله والفتح...و یا سوره الم نشرح لک صدرک استفاده میکنم و اگر در حل مشکلاتم نیاز به مصاحب و همدردی داشته باشم؛ سوره الرحمن را انتخاب میکنم. در مشکلات و کارهای بسیار مهم؛ سوره فتح را می خوانم و برای حل مشکلات مادی سوره واقعه و برای شفای بیماریهای تنی و ذهنی؛ سوره یاسین را؛به هرحال انتخاب سوره ها بهتر است با مطالعه ی خواص آنها و نیاز روحی شما باشد چرا که شاید ذهن و روح شما آمادگی لازم را برای خوانش یک سوره ی ده صفحه ای و تمرکز کامل بر آیه ها و اشارات آن را نداشته باشد. دراینصورت بهتر است خواندن یک سوره ی بسیار کوتاه و موثر؛ بر خواندن یک سوره ی بلند و با الفاظ گیج کننده، در آن موقعیت؛ ترجیح داده شود.

 در ابتدابا ذهن خود رودررو شوید و باورهای ایمانی خود را در  ذهنتان مرور کنید که؛ با نیت پناه بردن به خدای مهربان و رفیق دلسوزم؛ خدای بیکران؛ و با اعتماد به بزرگی بی اندازه او در برابر مشکل کوچکم، مساله ام را به دستان قدرتمندش می سپارم و چون می دانم او از عیب و نقص ومشکل و مساله منزه است؛ مشکل خود را در برابر وجود بیکران او حل شده و تمام شده فرض میکنم و برای باور این حقیقت سوره را به آرامی آغاز میکنم تا با باور تک تک کلمات آن سوره، مشکل خود را حل شده و تمام شده بیابم. سپس شور و شادی زایدالوصفی در وجودم شکل میگیرد و برای مدتی از فکر باطل به آن مشکل بزرگ رها می شوم و در صورت بازگشت مجدد خیالات و اوهام منفی، مجددا به سوره ای از سوره های قرآن پناه می برم که بنا به حالم می تواند یکی از سوره های کوچک و یا بزرگ ذکر شده باشد. سپس دوباره به همان باور قلبی پیشین می رسم که خدا از همه مشکلات برتر است.و مشکلی که به او سپرده ام؛ محال است که حل نشده باقی بماند بلکه خیلی زود به بهترین وجه؛ حل می شود.

 طبیعیست که به محض آغاز چنین تلاشی شیطان از طریق وسوسه های ذهنی بخواهد به ما القا کند که تو خیالاتی هستی و اینهاخرافات است و یا اینکه تو آنقدر گناهکاری که خواندن این سوره ها برایت فایده ای ندارد و این مشکل به این‌ آسانی ها حل شدنی نیست و به این طریق بخواهد باور و ایمان مارا نسبت به حقیقت رفع و دفع مشکلمان توسط نیروی بیکران خداوند؛ از بین ببرد. ولی باید دانست که محال است هیچ مشکلی با باور نیروی بی نهایت خداوند، رها شده و حل نشده باقی بماند مگر اینکه تزلزلی در باور ما بر پیروزی و غلبه بر مشکلات ایجاد شده و همان تزلزل و تردید؛ با پذیرفتن حتی ذره ای از ندای پنهان وسوسه های درونی نقش شرک را در ذهن ما ایجاد کرده؛ و ما را در منجلاب مصیبت و مشکل زندگیمان باقی نگه دارد.

 شاید یکی از فلسفه های نماز خواندن هم این باشد که انسان در سه؛ تا پنج نوبت پیاپی در زندگی روزانه؛ با خدا مستقیما حرف بزند و به جای پرداختن مداوم به مشکلات زندگی؛ مشکلات ذهنی خود را تماما به خدا واگذارکند و آنها را در برابر رحمت و بزرگی خداوند یگانه اش؛ کاملا حل شده بیابد. همچنین با خواندن دائمی سوره حمد به نشاط و شادمانی درونی دست پیداکند. چنین است که هرزمانی که بزرگان و دانشمندان ما دچار تردید یا مساله ای در علم و یا زندگی می شدند؛ بلافاصله از نماز یاری می گرفتند:"استعینو بالصبر والصلوه..."

چراکه به صورت مکرر در نماز می خوانیم:

" بنام خدای بخشاینده مهربان.

هم ستایش و ثنا از آن خدایی است که پروردگار جهانیان است.بخشندهٔ مهربان.صاحب اختیار روز پاداش و کیفر.تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌خواهیم.راهنمایی کن ما را براه راست. راه کسانی که انعام کردی بر ایشان نه راه کسانی که خشم گرفته‌ای بر ایشان و نه راه گم گشتگان."

سپس می گوییم:

بگو خدا یکتاست. خدایی که بی نیاز است. نه زاییده و نه زاده شده است. و نه برای او شریکیست.

و بعد از آن  اعتراف می کنیم : "خدابزرگتر از همه چیز و همه کس است"...

با باور تمام کلمات و جملاتی که به صورت روزانه و مکرر در نمازمان می خوانیم، هرگز نباید در دلمان خرده جایی برای ناامیدی  بماند؛ زیرا که غم و وسوسه اندوه؛ از ابزار شیطان است وگرنه یک انسان آزاده؛ بابت هیچ چیز نباید اندوهگین باشد؛ مگر کم کاری و کم فهمی خودش.

 

 

 

 پژوهشگر و نویسنده: راشین گوهرشاهی-آبان 1390

ترجمه سوره فاتحه توسط سید رضا سراج

با تشکر و سپاس بیکران از مادرم به خاطر تربیت آگاهانه  و مهر جاودانه اش.